کوهی که همیشه می سوزد
در جاده رامهرمز به سمت رود زرد و در مسیر خیجه و ماماتین بعد از روستای گنبد لران، کوهی آتشین وجود دارد که از گذشته های دور تا کنون شبانه روز میسوخته است، مردم محلی به این کوه «تشکوه» میگویند.
تشکوه در شرق شهرستان رامهرمز در فاصله 6 کیلومتری روستای ماماتین در جاده رامهرمز ــ ابوالفارس واقع شده است. به گفته کارشناسان زمین شناسی دلیل شعله ور شدن آتش کوه گوگرد موجود در زمین و متصاعد شدن گاز طبیعی از عمق زمین به سطح است. گازهای هیدرکربوری از لایه های مختلف زمین عبور میکنند و از هر درز و شکافی در سطح زمین به بیرون شعله ور میشوند به طوری که در شب نور سوختن این گاز بیشتر دیده می شود .
-
روشنی آتش این کوه در تاریکی شب جلوه زیبایی به منطقه می دهد به گونه ای که تا به حال توانسته گردشگران زیادی را در ساعات شب به سوی خود بکشاند. مسئله قابل توجه برای گردشگران این است که در مجاورت این آتش کوه به دلیل وجود گاز متصاعد شده در هوا نمی توان آتش دیگری روشن کرد. جالب این است که گردشگران برای رسیدن به این منطقه از مردم استان کمک می گیرند چون هیچ تابلویی برای نشان دادن این جاذبه گردشگری و نفتی خوزستان وجود ندارد .
-
غیر از تشکوه در نزدیکی شهر صنعتی امیدیه و منطقه آغاجاری نیز کوهی وجود دارد که مردم محلی آن را کوه سوخته مینامند. از لابه لای خاک و سنگهای کوه سوخته زبانه های آتش بیرون میآید و دود سیاهی را راهی آسمان میکند. این دود باعث می شود تا فضای اطراف چشمه های آتش این کوه نیز سیاه رنگ به نظر برسد .
کوه سوخته کوچکتر از تشکوه است. رنگ سیاه کوه آن را از سلسله جبال اطرافش مجزا کرده است. در قله کوه در اثر زمین لغزش یا رانش زمین شکاف عمیقی وجود دارد که دهانه اصلی خروج گاز بوده و آتش از درون آن شعله ور است .
-
کوه سوخته امیدیه به دلیل شکل و شمایل ظاهری و آثار و شواهد هیدروکربوری در سطح زمین یک اثر ژئوتوریسمی ارزشمند و گرانبها در حوزه زمین شناسی است که نه تنها برای زمین شناسان بلکه برای همه علاقمندان به طبیعت جذاب و دیدنی به نظر می رسد .
-
تشکوه و کوه سوخته از نظر مباحث زمین شناسی بسیار با اهمیت و مورد مطالعه کارشناسان این حوزه است و اکنون تشکوه که بیشتر در میان مردم شهرت دارد به یکی از جاذبه های عجیب گردشگری استان خوزستان تبدیل شده است .
کاش مسئولان کشور به فکر بیافتند و قسمتهای از این کشور که اینگونه در دنیا تک هستند را معرفی و مردم را آشنا کنند .
قابل ذکر هست که یکی از تورهای که در دنیا برای توریست ها میگذارنند اکو توریست میباشد که مناطق بکر و دست نخوره و یا حتی معادن متروک کشورها را به توریست ها نشان می دهند
نشست نقد کتاب جامع گردشگری اصفهان برگزار شد
به نقل از سایت Chn.ir
نشست نقد و بررسی مجموعه کتابهای جامع گردشگری استان اصفهان برگزار شد. این نشست با حضور اصفهان شناسان , زبانشناسان در کتابخانه مرکزی شهرداری اصفهان برپاشد و مجموعه کتابهای هفتزبانه «اصفهان این همه هست، این همه نیست» مورد ارزیابی کارشناسان، ویراستاران و زبانشناسان قرار گرفت.
خبرگزاری میراث فرهنگی ـ گروه گردشگری ـ این مجموعه، حاصل کار پنج ساله شماری از راهنمایان گردشگری استان اصفهان است که با در نظرگرفتن نیازهای گردشگران داخلی و خارجی به عنوان کتاب راهنما به زبانهای فارسی، انگلیسی، فرانسه، ایتالیایی، آلمانی، روسی و عربی ترجمه شده است و ضمن رعایت استانداردهای بینالمللی در ارائه کاملترین حجم اطلاعات فرهنگی، هنری، تاریخی در قطع رقعی (فارسی و عربی) و قطع پالتویی (انگلیسی، فرانسه، ایتالیایی، آلمانی و روسی) به چاپ رسیده است.
در نشست نقد و بررسی این کتاب، اصغر محمود آبادی استاد تاریخ دانشگاه اصفهان گفت: « تاریخ اصفهان به ویژه در دوران اسلامی را مردان بزرگی چون مسعودی، یعقوبی، ابنرسته، ابوالفرج اصفهانی، ماه فروخی اصفهانی و حافظ ابونعیم نوشتهاند و کسانی همچون دکتر لطفاله هنرفر، جلالالدین همایی، مصلحالدین مهدوی، عباس بهشتیان و استاد محمد مهریار در زمینههای مختلف اصفهانشناسی آثار ارزشمندی ارائه نمودند و سهم عظیمی در شناساندن این شهر داشتهاند و اکنون در همان راستا و با بهرهمندی از آن پیشینه شاهد تلاش گروهی از جوانان علاقهمند هستیم که همراه با درایت، ذوق، عشق و زیبایی است».
دکتر سیروس شفقی نیز در ادامه افزود: « یکی دیگر از ویژگیهای این کتاب درخصوص اطلاعات جامعی در رشتههای مختلف است که به صورت جزء به کُل در اختیار خواننده میگذارد. استفاده از عکسهای جدید با تکنیک های نوین عکاسی نیز از دیگر ویژگیهای این مجموعه است».
نویسنده کتاب «جغرافیای اصفهان» معتقد است: توجه به جلوههای طبیعی و زیبای استان اصفهان در فصول مختلف سال از دیگر امتیازات این کتاب است. همچنین در این کتاب به زوایای ناشناخته اصفهانشناسی همچون سنگنگارههای پیش از تاریخ در تنگ غرقاب گلپایگان توجه ویژه شده است.
استاد جفرافیا در دانشگاه اصفهان در ادامه تاکید کرد: در زمینه جغرافی در این کتاب به تغییر مسیر رودخانه در طول تاریخ اشاره شده که به خوبی نقش رودخانه را در روند شکلگیری اصفهان نمایان میکند.
رئیس انجمن دوستداران اصفهان افزود: از ویژگیهای دیگر این کتاب این است که نویسنده به شعر و ادبیات نیز علاقهمند است و در مطالب مربوط به هر شهر، خواننده را از ادبیات منطقه نیز بیبهره نگذاشته است. همچنین در نگارش کتاب تا آنجا که میشده از واژگان غیر فارسی استفاده نکرده است.
در ادامه نشست، دکتر حسن اصانلو که نسخه ایتالیایی کتاب را مورد نقد قرار می داد، گفت: « ترجمه این کتاب به زبان ایتالیایی بسیار روان و کاربردی برای گردشگران ایتالیایی است.
وی یادآور شد: هر گردشگری که می خواهد به یک نقطه از دنیا سفر کند باید تصویری از امنیت، امکانات و جذابیتهای آن منطقه را در ذهن خود داشته باشد. بزرگترین ویژگی این کتاب این است که این تصویر مثبت را به صورت حقیقی ارائه میکند.
رئیس دانشکده معماری دانشگاه سوره ادامه داد: متدولوژی این کتاب علمی و صحیح است و اطلاعات جامعی در رشتههایی همچون گیاهشناسی، جفرافی، تاریخ، معماری، باستان شناسی، هنرهای دستی، ادبیات، جامعه شناسی، اقتصاد، کشاورزی، صنعت، ورزشهای بومی و آشپزی محلی به خواننده میدهد
دکتر جهانگیر فکری ارشاد، استاد دانشکده زبانهای خارجی دانشگاه اصفهان نیز با اشاره به نسخه آلمانی کتاب گفت: « این کتاب برای آلمانی زبانها جذاب و قابل فهم است و دارای عکسهای جالب و گویاست. متن کتاب هم احتیاجات آلمانیها را برای شناخت ماهیت علمی و فرهنگی استان اصفهان برآورده میکند و شهرهای این استان بزرگ را به آلمانی زبانانها معرفی میکند.»
منصور قاسمی، سرمولف «اصفهان این همه هست، این همه نیست» با ارائه گزارش از مراحل مختلف نگارش، تصویربرداری، ترجمه و آمادهسازی کتاب یادآور شد: « در این کتاب آثار تاریخی بر اساس سابقه و قدمت معرفی شدهاند. در زمینه جغرافیا نیز در مورد هر شهر ارتفاع از سطح دریا قید شده است تا گردشگرانی که در سنین بالاتر هستند در ارتفاعات به خاطر کمبود فشار اکسیژن دچار مشکل نشوند.
قاسمی که کار پژوهش و عکس برداری این کتاب را برعهده داشته، افزود: «معرفی 22 شهرستان استان اصفهان در این کتاب به ترتیب قرار گیری در پنج منطقه مرکزی، شمالی، شرقی، جنوبی و غربی استان صورت گرفته است.»
کتاب «اصفهان این همه هست، این همه نیست» دارای سرفصلهای: سیمای اصفهان، اصفهان، اصفهان در گذر تاریخ، یادگارهای تاریخی و طبیعی، کشاورزی در استان، ورزش های بومی و ملی، هنر و صنایع دستی شهرستانهای بیست و دوگانه استان اصفهان است .
نخستین کتاب جامع گردشگری اصفهان منتشر شد
منصور قاسمی امروز در گفتوگو با خبرنگار فارس در اصفهان در خصوص انتشار یک مجموعه کامل کتاب راهنمای گردشگری اظهار داشت: این مجموعه نفیس شامل هفت کتاب به هفت زبان روز دنیا، استان اصفهان را به تمام گردشگران خارجی دنیا معرفی میکند.
وی با اشاره به اینکه پنج جلد از این کتاب در سه ماه اخیر چاپ و منتشر شده است، تصریح کرد: این مجموعه شامل هفت کتاب به هفت زبان مهم و مطرح دنیا که شامل فارسی، عربی، انگلیسی، ایتالیایی، آلمانی، فرانسوی و روسی است که فقط دو زبان روسی و عربی آن هنوز وارد بازار نشده و بعد از اتمام مراحل پایانی به زودی به جرگه کتابهای گردشگری اضافه خواهد شد.
مولف کتابهای گردشگری ایران با توجه به اینکه کتاب «اصفهان این همه هست، این همه نیست» برای نخستین بار به این صورت چاپ شده است، تاکید کرد: این کتاب با هدف شناساندن ایران به خصوص آشنایی با جغرافیای اصفهان آغاز و با توضیحی در مورد تاریخ اصفهان و معرفی جاذبههای گردشگری، صنایع دستی، ورزشهای بومی، سنتی و حتی بخش کشاورزی به همه دوستداران اهل طبیعت ارائه میشود.
وی با اشاره به اینکه آغاز به کار این مجموعه از پنج سال گذشته همراه با یک تیم مجرب آغاز شده است، بیان داشت: همزمان با تهیه متن از یک گروه مجرب از راهنمایان گردشگری و همچنین یک تیم مترجم آموزش دیده برای تنظیم این کتاب استفاده شده است.
قاسمی با بیان اینکه در این مجموعه از 10 ویراستار خارجی برای ویرایش نهایی کتاب استفاده شده است، افزود: برای ارائه بهترین کتاب به همه دوستداران گردشگر، از دو ویراستار زبان اصلی هر کشور برای کتاب به همان زبان استفاده کردهایم تا ترجمه را از لحاظ موضوعی و توضیحی مورد بررسی قرار دهند و این خود دلیلی شد تا برترین ترجمه را داشته باشیم.
وی با اشاره به اینکه تمام استانداردهای بینالمللی در این کتاب رعایت شده است، ادامه داد: در این مجموعه کتاب در هر بخشی که مربوط به یک کشور است، از سلیقه خارجی آن کشور بیشتر استفاده شده تا بدین طریق در جذب توریست نیز موفق باشیم.
این مولف گفت: به طور مثال کتابی که به زبان ایتالیایی چاپ شده به دلیل اینکه در کشور ایتالیا برای هنر اهمیت زیادی قائل هستند، در آن جنبههای هنری اصفهان بیشتر معرفی شده است.
وی اضافه کرد: علاوه بر شهرستان اصفهان 21 شهرستان دیگر نیز به طور کامل معرفی شدهاند که مانند شهرستان اصفهان از جغرافیا، تاریخ، جاذبههای گردشگری و در پایان به آشپزی ایرانی پرداخته است.
قاسمی با اشاره به اینکه در پایان هر بخش از این کتاب یک قسمت آموزش نیز وجود دارد، تصریح کرد: در این قسمت از کلمات انحصاری که مختص ایران است به زبان آن کشور توضیح داده میشود و به عنوان مثال کلماتی همچون شترگلو و بادگیر به گردشگر خارجی در غالب یک کتاب راهنمای گردشگری آموزش داده خواهد شد.
وی با بیان اینکه در این مجموعه کتاب از عکسهای جدید با زاویههای متفاوت از تصاویر گذشته به کار برده شده است، اظهار داشت: تاکنون عکسهای مربوط به اصفهان که توسط استادان عکاس ثبت شده است از دیدگاه هنری بود اما در این مجموعه عکسهایی با سلیقه خارجی از نظر تصویربرداری نیز مورد استفاده قرار گرفت.
مولف کتابهای گردشگری ایران با اشاره به اینکه به زودی یک کتاب دیگر به زبان اسپانیایی به این مجموعه نفیس اضافه میشود، اضافه کرد: در حال حاضر مراحل ترجمه آن آغاز شده و تا پایان آذر ماه سال جاری عرضه خواهد شد و این مجموعه هفت کتابی را به هشت کتاب ارتقا میدهد.
منبع : www.farsnews.com
تسلیت به آقای عزیزی
همکار گرامی جناب آقای عزیزی درگذشت مادربزرگ گرامیتان را تسلیت گفته و از خداوند بزرگ برای شما و خانواده محترمتان صبر خواستاریم...
کنسرت موسیقی ایرانی

کنسرت موسیقی گروه دستان به سرپرستی حمید متبسم و با آواز سالار عقیلی اواسط خرداد به مدت شش شب در تالار وحدت روی صحنه میرود.
در این کنسرت قطعاتی از آلبوم دریای بی پایان و به نام گل سرخ اجرا می شود، خاطرنشان کرد: این کنسرت در دو بخش بدون کلام و با کلام اجرا می شود و در قسمت دوم آن که به اجرای موسیقی با کلام اختصاص یافته، اشعاری از محمدرضا شفیعی کدکنی اجرا خواهد شد. تفرشی گفت: در این اجرا نوازندگانی چون سعید فرج پوری: کمانچه، حمید متبسم: تار و سه تار، پژمان حدادی: تنبک و سازهای کوبه ای، بهنام سامانی: سازهای کوبه ای، رجیب چاکرا بورتی: سارود، رضا آبایی: قیچک، پویا سرایی: سنتور و شهرام غلامی: بربط حضور دارند که با آواز سالار عقیلی به روی صحنه می روند.
این کنسرت از 19 تا 21 و از 23 تا 25 خرداد ساعت 21 در تالار وحدت اجرا میشود.
سالار عقیلی این روزها در حال تمرین و ضبط اپرای «لیلی و مجنون» در پاریس است. قرار است این اپرا در جشنواره بین المللی فز مراکش به روی صحنه برود.
این خواننده موسیقی اصیل ایرانی با خوانندگانی از کشورهای مغولستان، هلند، مراکش و فرانسه و با حضور 180 نوازنده و بازیگر اپرای لیلی و مجنون را در جشنواره بین المللی موسیقی فز مراکش اجرا می کنند.
روستایی در ایران که مردانش توسط زنان اخراج می شوند
یک روز در ماه اردیبهشت هر سال برای همه زنان روستای آب اسک شمال کشور روز خاص و جالبی است چون هیچ مردی در آن روز مجاز به ماندن در روستا نیست و این زنان هستند که رئیس و فرمانروایند و همه امور روستا به رای آنها می چرخد.
به گزارش مهر، هر سال جمعه یکی از روزهای اردیبهشت ماه رسم دیرینه "زن شاهی" یا "ورف چال" توسط اهالی روستای آب اسک قبل از شهرستان آمل برگزار می شود. معمولا این روز توسط بزرگان روستا انتخاب می شود.
در این روز زنان روستا صبح زود، وقتی آفتاب هنوز طلوع نکرده زیر قابلمه غذای ناهار مردانشان را خاموش کرده و بار سفر یک روزه آنها را می بندند و اسپند دودکنان آنها را تا ورودی روستا بدرقه می کنند.
همه اهالی در میدان بزرگ روستا جمع می شوند و اعضای شورا و بقیه ریش سفیدان با خواندن آوازی در کوچه و پس کوچه ها مردان کوچکتر را با خبر می کنند این به آن معنا که همه بدانند هیچ مردی از پنج ساله تا 50 ساله نباید در روستا بماند.
هوای روستا را بوی اسپند و صدای سلام و صلوات پر می کند تا اینکه همه مردان قابلمه و بقچه به دست از روستا خارج می شوند. زنان هم که از رفتن همه مردها در روستا مطمئن شده اند برای پادشاهی یک روزه خود را آماده می کنند!
در خانه های روستا غوغایی است قرار است یک نفر از زنان ملکه شود دیگری وزیر، عروس و نگهبان و حاکم هم وجودش در روستا لازم است. اما سربازها از همه سرشان شلوغتر است باید مرتب اوضاع روستا را به ملکه گزارش دهند.
آنها باید جلوی ورودی روستا نگهبانی دهند تا مردی از مردان روستا حتی به زور هم که شده نتواند وارد شود که اگر به هر نحو بخواهد از این کار تخطی کند، سر و کارش با ماموران حاکم است!
در این بین گردشگران و کسانی که از روستاهای اطراف برای شرکت در زن شاهی به این روستا آمده اند باید مقررات روستا را رعایت کنند وگرنه به دستور ملکه توسط همین سربازها تنبیه می شوند. آنها باید بدانند که به هیچ وجه نباید در روستا و هنگام برگزاری این مراسم از دوربین فیلمبرداری یا عکاسی و یا موبایل استفاده کنند. حتی یک روز که مسئولان گردشگری و صدا و سیما خواستند وارد شوند ملکه اجازه ورود آنها را به روستا نداده بود.
وقتی همه آماده شدند رسم زن شاهی هم اجرا می شود. ملکه و همه زیردستانش اول به دیدن خانواده هایی که در سوگ از دست دادن عزیزی سیاه پوشیده اند می روند و آنها را از عزا در می آورند. اهالی خانه هم رسم مهمان نوازی را می دانند و پذیرایی می کنند حتی به اندازه یک خرما یا شیرینی.
خانواده های دیگری که اهالی به دیدن آنها می روند بیماری را در خانه نگهداری می کنند پس اولویت بعد عیادت از بیماران است. تبریک گفتن دخترهای نو عروس وظیفه عروس نمادین روستاست.
پادشاه روستا هم که از میان زنان سرشناس روستا انتخاب شده در این روز باید اختلافات و مشکلات زنان روستا را حل کند به همین دلیل اگر زنی از دیگری شکایت دارد باید در ملاء عام مطرح کند تا مسئله حل شود. این است روایت یک روز حکومت روستای آب اسک در دست زنان است.
در این روز که از هر خانه بوی نذری می آید زنان بسیاری برای برآورده شدن حاجاتشان نذری می پزند از آش رشته گرفته تا قیمه.
ورف چال مردانه در دامنه کوه دماوند
اما از آن سو مردان روستا که صبح زود توسط خانواده بدرقه شدند یک روز را در کوههای اطراف سپری می کنند تا آنها هم بخش دیگری از این مراسم را با نام ورف چال را برگزار کنند. در این روز مردان روستا در دامنه کوه دماوند به محل ورف چال می رسند. ورف چال محلی است که از دوران گذشته چاهی در آنجا به عمق 12 متر و قطر 10 متر برای جمع آوری برف در حدود نیمه اول قرن نهم هجری به وسیله شخصی به نام سید حسن ولی از اهالی نیاک حفر شده است.
مردان روستا قطعات یخ زده برف را از کوهها جدا می کنند و هر کس به توانایی خود مقداری از قطعات آخرین برف زمستانی به جا مانده در طبیعت را در این چاله می ریزد و روی چاه را می پوشانند تا فصل تابستان که دامهای خود را برای چرا به این منطقه می آورند مقداری از این برف را آب کرده و برای آشامیدن استفاده کنند.
اجرای بازی های محلی و پذیرایی از مهمانان روستا بخش دیگری از برنامه ورف چال مردان روستاست.
در این روز هم زنان می توانند یک روز اقتدار را در روستا تجربه کنند و هم مردان یک روز را در دامان طبیعت رفته و برای جلوگیری از خشکسالی و کم آبی، چاهی از برف ذخیره می کنند.
این مراسم می تواند یک جاذبه گردشگری در روستاهای شمالی ایران باشد به شرط آنکه گردشگران مقررات حکومت زنانه را در این روستا رعایت کنند. این بزرگترین شرط ملکه برای معرفی آیین زن شاهی به گردشگران و حضور آنها در زیباترین روز اردیبهشت ماه است.
به یاد ناصر حجازی - اسطوره فوتبال ایران
ناصر حجازی، دروازهبان پیشین تیم ملی ایران و یکی از محبوبترین بازیکنان تاریخ فوتبال ایران که در بیمارستان کسری در تهران بستری بود بامداد روز دوشنبه، دوم خرداد ۹۰، در سن ۶۲ سالگی درگذشت.
به گزارش خبرگزاریهای داخلی ، وی ساعت ۱۰:۵۵ دقیقه روز دوشنبه به دلیل ابتلا به بیماری سرطان ریه درگذشتهاست
روحش شاد و یادش گرامی باد
بازگشت منشور کورش کبیر به دیار غربت
منشور کوروش که از سوی موزه بریتانیا در لندن برای نمایش عمومی در موزه ملی ایران در تهران به ایران قرض داده شده بود، پس از هفت ماه به بریتانیا بازگشت.
این منشور پیشتر و در زمان جشنهای ۲۵۰۰ ساله که محمدرضا شاه پهلوی برگزار کرد به مدت ۱۰ روز به ایران بازگردانده شده و به نمایش درآمده بود. منشور کوروش پس از سالها در ۱۹ شهریور سال ۱۳۸۹ به امانت به ایران داده شده و به نمایش عمومی درآمد.
به گزارش وبسایت کانون پژوهشهای ایران باستان، بر اساس توافقهای اولیه قرار بود این منشور فقط چهار ماه در ایران به معرض نمایش عمومی درآید، اما پس از انجام رایزنیها با موزه بریتانیا این زمان تا پایان فروردین ۱۳۹۰ تمدید شد.
آزاده اردکانی، مدیر کل موزه ملی ایران، در این باره به خبرگزاری فارس گفت: «پیش از این قرار بود منشور کوروش پس از پایان چهار ماه نمایش در ایران، برای نوروز ۱۳۹۰ در سازمان ملل در نیویورک... به نمایش دربیاید که موفق شدیم مسئولان موزه بریتانیا را متقاعد کنیم که منشور کوروش در نوروز ۱۳۹۰ در موطن خود باشد....»
خانم اردکانی همچنین خبر داده است که منشور کوروش پس از پایان زمان نمایش در ایران، در سازمان ملل به نمایش درمیآید.
منشور کوروش استوانهای با ۲۳ سانتیمتر طول و ۱۱ سانتیمتر عرض است که دور تا دور آن با حدود ۴۰ سطر به زبان «اکدی» و به خط «میخی بابلی» پوشانده شده است.
این استوانه در سال ۵۳۸ پیش از میلاد به هنگام ورود سپاه ایران به بابل و فتح این شهر به فرمان کوروش، بنیانگذار پادشاهی ایران و آغازگر سلسله هخامنشیان، نوشته شده است.
از این استوانه به عنوان «نخستین منشور جهانی حقوق بشر» نیز نام برده میشود.
به نوشته وبسایت کانون پژوهشهای ایران باستان، استوانه کوروش در سال ۱۲۸۵ خورشیدی توسط هرمز رسام، باستانشناس بریتانیاییالاصل آسوریتبار، در معبد بزرگ اِسَـگیلَـه (نیایشگاه مَـردوک) در شهر باستانی بـابـل در بینالنهرین در شمال عراق کنونی (در آن زمان بخشی از دولت عثمانی) کشف شد و تا امروز در تالار شماره ۵۲ یا «اتاق ایران» در موزه بریتانیا نگهداری میشود.
در سال ۱۳۵۰ خورشیدی و برای نخستین بار که این منشور راهی ایران شد، منشور را پنج هزار پوند بیمه کردند و این استوانه تنها به مدت ۱۰ روز در ایران و در موزه برج شهیاد آن زمان، آزادی فعلی در تهران، به نمایش درآمد.
یک کپی از منشور کوروش به عنوان کهنترین فرمان شناختهشده تفاهم و همزیستی ملتها در ساختمان سازمان ملل متحد در نیویورک نگهداری میشود.
هفت سین نوروزی
نکته درخورنگرش درباره هفت سین های باستانی وکهن که اززمان باستان تاامروز،ازسوی نیاکان ما،برخوان نوروزی می نهادند ابن است که "هفت سین"ها بایددارای این پنج ویژگی باشند:
١- نام آنهاپارسی باشد.
٢- بابندواژه (حرف) سین آغازشود.
٣- دارای ریشه گیاهی باشد.
۴- خوردنی باشد.
۵- نام آنها از واژه های ترکیبی(مانند سبزی پلو،سیرترشی،سیب زمینی و...)ساخته نشده باشد.
بانگرش به پنج بندبالا،می بینیم که "سیب،سیر،سماغ،سرکه،سمنو،سبزی(یاسبزه) وسنجد"همه دارای این پنج ویژگی هستند.براین پایه:
- سنبل وسکه،نه خوراکی است ونه پارسی،تازی است.
بانگرش به آنچه که آمد،دربیست میلیون واژه های پارسی،نمی توان هشتمی رابرای هفت سین نوروزی پیداکردکه دارای این پنج ویژگی باشند.
درپایان باید افزودکه هریک ازسین های هفت سین،نمادیکی ازسپنتاهای(هفت ابرفرشته)کیش زرتشت است.
**سیر،نماد اهورا مزدا
**سبزه،فرشته اردیبهشت نمادآبهای پاک
**سیب،فرشته سپندارمذ،فرشته زن،نمادبارداری و پرستاری
**سنجد،فرشته خورداد،نماددلبستگی
**سرکه،فرشته امرداد،نمادجاودانگی
**سمنو،فرشته شهریور،نمادخواربار
**سماغ،فرشته بهمن نمادباران
************************************************
پ.ن.١:سماغ واژه پارسی است و نباید با بند واژه "ق" نوشته شود.
پ.ن.٢:متن فوق نوشته دکترناصرانقطاع است.
چهارشنبه سوری
برافروختن آتش بر روی هیزم و روشنکردن فشفشه، از رسوم جا افتاده در جشن چهارشنبه سوری است.
تصویری از یکی از دیوار نگاره های چهلستون، متعلق به دوران صفویه که جشن و پایکوبی ایرانیان را در شب چهارشنبه سوری به تصویر کشیده است
چهارشنبه سوری نام جشنی است که تغییر یافته مراسم باستانی پنج روز آخر سال به نام پنج روز پنجه و برگرفته از آیین زرتشتی است که ایرانیان از ۱۷۰۰ سال پیش از میلاد تاکنون در پنج روز آخر هر سال، آن را با برافروختن آتش و جشن و شادی در کنار آن برگزار میکنند. در گاهشمار زرتشتیان سال ۳۶۵ روز شامل ۱۲ ماه که هرکدام دقیقاً ۳۰ روز است و ۵ روز در انتهای سال جدا از ماهها است که این ۵ روز پنجه نامیده میشود که البته در هر ۴ سال یک بار ۶ روز میشود و در این گاهشمار روزی به عنوان چهارشنبه و به طورکلی ۷ روز هفته وجود ندارد بلکه ۳۰ روز ماه و ۵ روز انتهای سال را هرکدام با نام خاصی نامگذاری میشود.ایرانیان قبل حمله تازیان این ۵ روز آخر سال را با روشکردن آتش جشن میگرفتند و بر این اعتقاد بوده و هستند که در این ۵ روز ارواح درگذشتگان به زمین سفر میکنند و با همراه خانواده هایشان و برای آنها برکت، دوستی و پاکی در سال آینده طلب خواهندکرد ولی بعد از حمله تازیان به دلیل مخالفتهای آن روزگار در برپایی این مراسم ایرانیان روز چهارشنبه را که نزد اعراب نحس بوده را انتخاب کردند و آتش افروزی در این روز را با نحسی آن روز توجیه کردند. البته مراسمی که امروزه جریان دارد به طوری کلی متفاوت با آن روزگار است چون از نظر زرتشتیان آتش نماد مقدسی است و پریدن از روی آن به نوعی بیاحترامی به آن نماد تلقی میشود. جشن آتش در واقع پیش درآمد جشن نوروز است که نوید دهنده رسیدن بهار و تازه شدن طبیعت است. واژه چهارشنبه سوری از دو وازه چهارشنبه که نام یکی از روزهای هفته است و سوری که به معنی سرخ است ساخته شدهاست. آتش بزرگی تا صبح زود و برآمدن خورشید روشن نگه داشته میشود که این آتش معمولا در بعد از ظهر زمانی که مردم آتش روشن میکنند و از آن میپرند آغاز میشود و در زمان پریدن میخوانند: « زردی من از تو، سرخی تو از من» در واقع این جمله نشانگر یک تطهیر و پاکسازی مذهبی است که واژه سوری به معنی سرخ به آن اشاره دارد. به بیان دیگر شما خواهان آن هستید که آتش تمام رنگ پریدیگی و زردی، بیماری و مشکلات شما را ازتان بگیرد و بجای آن سرخی و گرمی و نیرو به شما بدهد. این جشنی نیست که وابسته به دین افراد باشد و در میان پارسیان یهودی و مسلمان، ارمنیها، ترکها، کردها و زرتشتی ها رواج دارد. در حقیقت این جشن و نقش بارز آتش در آن به علت احترام گذاشتن به دین زرتشتی است.شاهنامه فردوسی اشارههایی درباره بزم چهارشنبه ای در نزدیکی نوروز وجود دارد که نشان دهنده کهن بودن این جشن است. مراسم سنتی مربوط به این جشن ملی، از دیرباز در فرهنگ سنتی مردمان ایران زنده نگاه داشته شده است . امروزه در شهرهای سراسر جهان که جمعیت ایرانیان در آنها زیاد است، آتشبازی و انفجار ترقه ها و فشفشه ها نیز متداول است . در سالهای اخیر، رسانههای ایران توجه بیشتری به خطرات احتمالی ناشی از این مواد نشان میدهند .
جشن سور از گذشته بسیار دور در ایران مرسوم بوده است که جشنی ملی و مردمی است و «چهارشنبه سوری» نام گرفته است که طلایه دار نوروز است. جشن سوری در ایران قدیم در یکی از ۵ روز آخر اسفندماه بر پا می گشت، چرا که ایرانیان شنبه و آدینه نداشتند و ماه را به هفته ها تقسیم نمیکردند؛ بلکه قبل از ورود اسلام به ایران هر سال ۱۲ ماه، و هر ماه ۳۰ روز بود که هر کدام از این ۳۰ روز نام مشخصی داشته است که به نام یکی از فرشتگان خوانده میشد. چون هرمزد روز، بهمن روز، اردی بهشت روز و غیره که پس از ورود اسلام به ایران تقسیمات هفته نیز به آن افزوده شد.در ایران باستان در پایان هر ماه جشن و پایکوبی با نام سور مرسوم بودهاست و از سوی دیگر چهارشنبه نزد اعراب «یوم الارباع» خوانده میشد و از روزهای شوم و نحس بشمار میرفت و بر این باور بودند که روزهای نحس و شوم را باید با عیش و شادمانی گذراند تا شیاطین و اجنه فرصت رخنه در وجود آدمیان را نیابند. بدین ترتیب ایرانیان آخرین جشن آتش خود را به آخرین چهارشنبه سال انداختند و در آن به شادمانی و پایکوبی پرداختند تا هم چشن ملی خود را حفظ کنند و هم بهانه بدست دیگران ندهند و بدین ترتیب جشن سوری از حادثه روزگار مصون ماند و برای ایرانیان تا به امروز باقی ماند . مختار ثقفی برای خونخواهی از عاملین واقعه کربلا، در شهر کوفه که بیشتر آنان ایرانی بودهاند از این فرصت سود برد و در زمان همین جشن که مصادف با چهارشنبه بود بسیاری از آنان را قصاص کرد.
برخی آیینهای سوری
سال نو - کوزه نو
ایرانیان در شب چهارشنبه سوری کوزههای سفالی کهنه را بالای بام خانه برده، بریز افکنده و آنها را میشکستند و کوزه نویی را جایگزین میساختند. که این رسم اکنون نیز در برخی از مناطق ایران معمول است و بر این باورند که در طول سال بلاها و قضاهای بد در کوزه متراکم میکردد که با شکستن کوزه، آن بلاها دور خواهد شد.
آجیل مشگلگشای، چهارشنبه سوری
ایرانیان پس از پایان آتش افروزی، اهل خانه و خویشاوندان گرد هم میآمدند و آخرین دانه های نباتی مانند: تخم هندوانه، تخم کدو، پسته، فندق، بادام، نخود، تخم خربزه، گندم و شاهدانه را که از ذخیره زمستان باقی مانده بود، روی آتش مقدس بو داده و با نمک تبرک میکردند و میخوردند. ایرانیان بر این باور بودند که هر کس از این معجون بخورد، نسبت به افراد دیگر مهربانتر میگردد و کینه و رشک از وی دور میگردد. امروزه اصطلاح نمک گیرشدن و نان و نمک کسی را خوردن و در حق وی خیانت نورزیدن، از همین باور سرچشمه گرفته است .
پختن حلوا
فالگوشی و گره گشایی
یکی از رسمهای چهارشنبه سوری است که در آن دختران جوان نیت میکنند، پشت دیواری می ایستند و به سخن رهگذران گوش فرامیدهند و سپس با تفسیر این سخنان پاسخ نیت خود را میگیرند.
قاشقزنی
در این رسم دختران و پسران جوان، چادری بر سر و روی خود میکشند تا شناخته نشوند و به در خانه دوستان و همسایگان خود میروند. صاحبخانه از صدای قاشقهایی که به کاسه ها میخورد به در خانه آمده و به کاسه های آنان آجیل چهارشنبه سوری، شیرینی، شکلات، نقل و پول میریزد. دختران نیز امیدوارند زودتر به خانه بخت بروند.
شال انداختن
شال اندازی از دیگر مراسم شب سوری است که تاکنون اعتبار خود را در شهرها و روستاهای همدان و زنجان
چهارشنبه سوری در شهرهای گوناگون
شیراز
آتش افروزی در معابر و خانه ها، فالگوشی، اسپند سوختن، نمک گرد سر گرداندن. در موقع اسفند دودکردن و نمک گردانیدن، وردهای مخصوصی است که زنان میخوانند. قلمرو چهارشنبه سوری در شیراز صحن بقعه حفظ کردهاست. پس از خاموشی آتش و کوزه شکستن و فالگوشی و گره گشایی و قاشقزنی جوانان نوبت به شال اندازی میرسد. جوانان چندین دستمال حریر و ابریشمی را به یکدیگر گره زده، از آن طنابی رنگین به بلندی سه متر می ساختند. آنگاه از راه پلکان خانه ها یا ازروی دیوار، آنرا از روزنه دودکش وارد منزل میکنند و یک سر آن را خود در بالای بام در دست میگرفتند، آنگاه با چند سرفه بلند صاحبخانه را متوجه ورودشان میسازند. صاحبخانه که منتظر آویختن چنین شالهایی هستند، به محض مشاهده طناب رنگین، آنچه قبلا آماده کرده، در گوشه شال میریزند و گره ای بر آن زده، با یک تکان ملایم، صاحب شال را آگاه میسازند که هدیه سوری آماده است. آنگاه شال انداز شال را بالا میکشد. آنچه در شال است هم هدیه چهارشنبه سوری است و هم فال. اگر هدیه نان باشد آن نشانه نعمت است، اگر شیرینی نشانه شیرین کامی و شادمانی، انار نشانه کسرت اولاد آینده و گردو نشان طول عمر، بادام و فندق نشانه استقامت و بردباری در برابر دشواریها، کشمش نشانه پرآبی و پربارانی سال نو و اگر سکه نقره نشانه سپیدبختی است. شاه چراغ است و در آنجا نیز توپ کهنه ای است که مانند توپ مروارید تهران زنان از آن حاجت میخواهند.
اصفهان
آتش افروزی در معابر؛ کوزهشکستن، فالگوشی، گرهگشایی و غیره کاملاً متداول است و تمام آن آدابی که در تهران معمول است در اصفهان نیز رواج دارد و شکوه شب چهارشنبه سوری در اصفهان از تمام شهرهای ایران بیشتر است.
تبریز
آتشبازی و گرهگشایی از قدیم معمول بودهاست. آتش افروختن در این اواخر متداول شده است. آجیل و میوه خشک خوردن از ضروریات است و ترک نمیشود اگر دوست یا مهمان و تازه واردی داشته باشند باید حتما شب چهارشنبه سوری خوانچه ای از آجیل و میوه خشک برای او بفرستند. آبپاشی از بام خانه ها بر سر عابرین نیز در تبریز رایج است که از آداب دوران ساسانیان است و هنوز در میان ارمنیان و زردشتیان ایران معمول است که در یکی از جشنهای خود بر یکدیگر آب میریزند.
