برنامه سفر تبریز
دوستان عزیز به وبلاگ انجمن www.etga79.blogfa.com سر بزنید و برنامه سفر تبریز در روز دوم اسفندماه ، روز راهنما ، را مشاهده بفرمایید ...
سپاس از عزیزان همراه
حسب الامر نازنین یار دیرین ، فائزه زرفشانی ، بر فراز سر در چاپارخونه نقشی از گنبد مسجد جامع عباسی نهادیم...
از یاسمن مهربان سپاس داریم اگر بفرماید اندازه نوشتار کدام بخشها بزرگتر شود بهتر خواهد شد...
امیر و مریم عزیز از الطاف خود چاپارخونه را بی نصیب نگذاردند . سپاس ویژه مر ایشان را....
درآستانه دوم اسفند روز جهانی راهنما
دوستان عزیز سلام.
روز جهانی راهنما - دوم اسفند ماه - در راه است. برنامه امسال و جشن مربوطه در شهر تبریز برگزار می گردد . امسال ، سومین سال برگزاری جشن و بزرگداشت این روز هست...
پس از برگزاری گزارش تصویری از این برنامه در دسترس دوستان قرار خواهد گرفت ...
خسرو فرشیدورد درگذشت
خبر درگذشت خسرو فرشیدورد، استاد ادب فارسی، ده روز پس از مرگ او، منتشر شد.خسروفرشیدورد حوالی روز چهارشنبه نهم دی (سی ام دسامبر) در خانه سالمندان نیکان در شمال تهران در گوشه تنهایی و بیماری درگذشته است . خسرو فرشیدورد، زاده سال ۱۳۰۸ خورشیدی در ملایر بود، تحصیلاتش را تا پایان دوره دبیرستان در زادگاهش انجام داد و برای تحصیل در رشته زبان و ادبیات فارسی به دانشگاه تهران رفت، در سال ۱۳۴۲ با پایان نامه ای تحت عنوان "قید در زبان فارسی و مقایسه آن با قیود عربی و فرانسه و انگلیسی" به درجه دکترا دست یافت.
پس از پایان تحصیلات، تا سال ۱۳۴۷ در دانشگاه اصفهان تدریس کرد و از آن پس تا هنگام بازنشستی استاد دانشگاه تهران بود.
تخصص اصلی خسرو فرشیدورد دستور زبان و نگارش فارسی بود و در نقد ادبی و سبک شناسی نیز صاحب نظر بود، علاوه بر مقالات متعدد، از او بیش از شانزده عنوان کتاب در همین زمینه ها و همچنین دو مجموعه شعر با عنوانهای "حماسه انقلاب" و "صلای عشق" برجای مانده است، کتاب "صلای عشق" علاوه بر مجموعه اشعار، حاوی مقدمه ای در معرفی شعر فارسی امروز نیز هست.
با اینکه خسرو فرشیدورد بیشتر با عنوان ادیب و محقق در حلقه های ادبی و دانشگاهی شهرت دارد اما میان توده های مردم، پرآوازه ترین اثر او غزلی است با مطلع: این خانه قشنگ است ولی خانه من نیست ...
بسیاری از فارسی زبانان و بخصوص فارسی زبانان دور از دیار و ساکن غربت، این غزل را زبان حال خود می بینند و با آن انس زیاد دارند، اما اغلب آنان نمی دانند که سراینده اش کیست.
بسیاری از آنانی که نام خسرو فرشیدورد برایشان آشنا نیست شاید از یاد برده اند که در کتاب آیین نگارش دوران دبیرستان خود، درسی با عنوان گرته برداری داشته اند که به قلم وی بوده است.
خسرو فرشیدورد بیش از هرچیز دغدغه حفظ میراث کهن زبان فارسی را داشت، شیوه شاعری و دیدگاههای نقادانه اش هم متأثر از همین دغدغه او بود.
با پیدایش آثاری که ارتباطات و مکاتبات اینترنتی بر زبان امروز فارسی گذاشته، خسرو فرشیدورد از جمله استادن زبان فارسی بود که با انتشار بیانیه ای نسبت به استفاده از الفبای لاتین برای نگارش پیامهای فارسی هشدار دادند.
خسرو فرشیدورد بیشتر زندگی خود را در تنهایی سپری کرد و با اینکه شخصیتی گوشه گیر داشت، به نغزگویی و شوخ طبعی مشهور بود. از او فرزندی جز آثارش به یادگار نمانده است.
غزلی از خسرو فرشیدورد
این خانه قشنگ است ولی خانه من نیست
این خاک چه زیباست ولی خاک وطن نیست
آن کشور نو، آن وطن دانش و صنعت
هرگز به دل انگیزی ایران کهن نیست
در مشهد و یزد و قم و سمنان و لرستان
لطفی ست که در کلگری و نیس و پکن نیست
در دامن بحر خزر و ساحل گیلان
موجی ست که در ساحل دریای عدن نیست
در پیکر گلهای دلاویز شمیران
عطری ست که در نافه آهوی ختن نیست
آواره ام و خسته و سرگشته و حیران
هرجا که روم هیچ کجا خانه من نیست
آوارگی و خانه به دوشی چه بلایی ست
دردی ست که همتاش در این دیر کهن نیست
من بهر که خوانم غزل سعدی و حافظ
در شهر غریبی که در او فهم سخن نیست
هرکس که زند طعنه به ایرانی و ایران
بی شبهه که مغزش به سر و روح به تن نیست
پاریس قشنگ است ولی نیست چو تهران
لندن به دلاویزی شیراز کهن نیست
هر چند که سرسبز بود دامنه آلپ
چون دامن البرز پر از چین و شکن نیست
این کوه بلند است ولی نیست دماوند
این رود چه زیباست ولی رود تجن نیست
این شهر عظیم است ولی شهر غریب است
این خانه قشنگ است ولی خانه من نیست
چقدر از همدیگر خبر داریم
دوستان سلام.
یک زنگ بزنید به آقای داوری یک حال و احوال با ایشان بکنید ببنید حالشون چطوره خوب هستن؟؟؟
چقدر آخه خودتون رو درگیر کار و تکرارها کردید که اصلا اگه کسی چیزیش هم بشه سراغی ازش نمی گیرید ؟؟؟؟
تبریک
پنجم دی زادروز خجسته مدیر مسؤل چاپارخونه مبارک باد...
از الهام عزیز سپاسگذارم که مرا به یاد داشت. . .
یلدا بر همه دوستان مبارک
و به همین دلیل آتش را که در شب تنها منبع روشنایی بود مقدس شمرده و از آن به عنوان ِ ابزاری مقدس برای مبارزه با تاریکی و ظلمت ِ اهریمنی استفاده می کردند
در شب یلدا تاریکی و ظلمت به نهایت خود می رسد و بعد از شب یلدا روز کم کم بلند تر می شود بنابراین اعتقاد براین بوده که شب یلدا ، شب ِ تولد مهر (خورشید) است پس مردم بیدار مانده زایش مهر (میترا) را جشن می گرفتند و از طرفی چون قدرت اهریمن در این یلدا به واسطه ی بلند بودن شب و تاریکی زیاد است مردم با افروختن آتش نیروهای اهریمنی را فراری می دادند تا اهریمن نتواند به مهر ِ تازه متولد شده آسیبی برساند
یلدا و جشنهایی که در این شب برگزار می شود، یک سنت باستانی است. ایرانیان باستان این شب را شب تولد ایزد مهر «میترا» می پنداشتند، و به همین دلیل این شب را جشن میگرفتند و گرد آتش جمع میشدند و شادمانه رقص و پایکوبی می کردند.آنگاه خوانی الوان می گستردند و «میزد» نثار میکردند. «میزد» نذری یا ولیمه ای بود غیر نوشیدنی، مانند گوشت و نان و شیرینی و حلوا، و در آیینهای ایران باستان برای هر مراسم جشن و سرور آیینی، خوانی می گستردند که بر آن افزون بر آلات و ادوات نیایش، مانند آتشدان، عطردان، بخوردان، برسم و غیره، برآوردهها و فرآوردههای خوردنی فصل و خوراکهای گوناگون، از جمله خوراک مقدس و آیینی ویژهای که آن را «میزد» می نامیدند، بر سفره جشن می نهادند.
ایرانیان گاه شب یلدا را تا دمیدن پرتو پگاه در دامنهٔ کوههای البرز به انتظار باززاییده شدن خورشید می نشستند. برخی در مهرابه ها (نیایشگاههای پیروان آیین مهر) به نیایش مشغول می شدند تا پیروزی مهر و شکست اهریمن را از خداوند طلب کنند و شب هنگام دعایی به نام «نی ید» را می خوانند که دعای شکرانه نعمت بودهاست. روز پس از شب یلدا (یکم دی ماه) را خورروز (روز خورشید) و دیگان؛ می خواندند و به استراحت می پرداختند و تعطیل عمومی بود (خرمدینان، این روز را خرم روز یا خره روز می نامیدند). در این روز عمدتاً به این لحاظ از کار دست می کشیدند که نمی خواستند احیاناً مرتکب بدی کردن شوند که میترائیسم ارتکاب هر کار بد کوچک را در روز تولد خورشید گناهی بسیار بزرگ می شمرد . . .
تبریک
یک خبر داغ داشتم که خیلی وقت بود می خواستم اینجا ثبت کنم .
البته دیگه تا الان به گوش همه دوستان رسیده...
نگار هراتیان ، راهنمای فرانسه زبان دوره نهم ، با مهدی رفیعی که اون هم راهنمای زبان فرانسه هست ازدواج کردند...
که بسیار به هر دو آنها تبریک گفته میشه . درضمن مهدی رفیعی الان دانشجوی سال اول رشته کارشناسی ارشد باستان شناسی هستش و ما در جمعی از دوستان شام سور قبولی ایشان را هم خوردیم ... جای همگی دوستان خالی بود...
تبریک
این یک تبریک دسته جمعی هست از جانب چاپارخونه به
آقای پژمان عزیزی رئیس انجمن راهنمایان گردشگری اصفهان
تولدتون مبارک آقای عزیزی
انشاالله همیشه سلامت و استوار باشید
چاپارخونه
گلایه
سلام
امروز ٨/٨/٨٨ بود!
از ۶ ماه پیش قرار بود دوستان در این روز دور هم جمع شوند.
۶ ماه برای تصمیم گرفتن زمان مناسبی است ، نمی دانم چرا اینگونه اندیشیده اید.
خانم نوشین انصاری-الهام باطنی-مریم نکویی و نادر وکیلی ، عزیزانی بودند که از آن جمع ۴۴ نفری بودند. واقعا باید از شما سپاسگزاری کرد که اینقدر عزیزید...
نگین افتخاری از تفکرت در عجبم. همین طور امیر همایونی . با آمدن شماها من و تو ما می شویم ... اگر همه بخواهید اینگونه فکر کنید که دیگر جمعی شکل نمی گیرد...
آقای مزین به علت داشتن تور و آزاده کاظمی همچنین حضور نداشتند .
مریم نساجی درگیر کلاس آموزشی بود.
با تبریک به یاسمن عزیز برای مراسم عقدش برایش آرزوی خوشبختی داریم.
مدیر مسؤل چاپارخونه به علت فوت دایی بزرگ خانواده تهران بوده و نتوانسته حضور داشته باشه.
دیگران چطور؟؟؟
آقای داوری؟ علیرضا جهانجو؟ مریم دهقان کیا؟ هانیه ربیعی؟نگار هراتیان؟آقای غفاری زاده؟آیدا ژاکسی بایوا؟
و خیلی ها و خیلی ها....
چرا اینقدر غیبت؟؟؟؟
لطفا اعلام کنید چرا...
